شناسه خبر : 48656 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

روح قرارداد

واکاوی سفر رئیس‌جمهور به روسیه در گفت‌وگو با بهرام امیراحمدیان

روح قرارداد

مسعود پزشکیان که وعده تعادل‌بخشی به دیپلماسی ایران را داده، در تازه‌ترین سفر خود به مسکو بحث و تبادل نظر درباره مسائل منطقه و امضای معاهده مشارکت جامع راهبردی ایران و روسیه را در دستور کار خود قرار داده است. این گفت‌وگو به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد که آیا رابطه با روسیه و امضای قرارداد با این کشور می‌تواند نیازهای ایران را برطرف کند؟ آیا روسیه می‌تواند تکنولوژی پیشرفته در اختیار ایران قرار دهد؟ بهرام امیراحمدیان، عضو هیات علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، معتقد است که معاهده منعقدشده بین روسیه و ایران، تمام زمینه‌های اقتصادی، تجاری، فنی و نظامی را دربر می‌گیرد و کشورها برای اینکه در تمامی این زمینه‌ها با یکدیگر هماهنگی داشته باشند، چنین قراردادهایی را امضا می‌کنند تا دیگر نیازی نباشد که به‌طور مجزا سند تنظیم کنند. اما موضوع اساسی این است که ایران خواهان جذب سرمایه‌گذار خارجی، ورود تکنولوژی، بازاری برای صادرات کالاهای خود و همچنین بازاری برای تامین نیازهای خود است. مشروح این گفت‌وگو را بخوانید.

♦♦♦

رئیس‌جمهوری ایران در سفر به مسکو علاوه بر دیدار و رایزنی با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه و دیگر مقامات عالی‌رتبه روسیه، معاهده مشارکت جامع راهبردی ایران و روسیه را نیز به امضا خواهد رساند. محورهای این معاهده جدید میان تهران و مسکو چیست؟

«معاهده مشارکت جامع راهبردی ایران و روسیه» تمام زمینه‌های اقتصادی، تجاری، فنی و نظامی را دربر می‌گیرد و کشورها برای اینکه در تمامی این زمینه‌ها با یکدیگر هماهنگی داشته باشند چنین قراردادهایی را امضا می‌کنند. به عبارت دیگر کشورها برای اینکه بتوانند براساس مفاد سندی که امضا کرده‌اند همکاری‌های مدنظر خود را پیش ببرند، چنین قراردادی را امضا می‌کنند تا دیگر نیازی نباشد که به‌طور مجزا سند تنظیم کنند. علاوه بر این قراردادها، ما توافقاتی هم تحت عنوان «کمیسیون مشترک همکاری‌های اقتصادی» داریم که همان‌طور که از نامش پیداست، در زمینه مسائل اقتصادی تنظیم می‌شود و برای مقاطع کوتاه‌مدت و میان‌مدت است. کشورها در کمیسیون مشترک همکاری‌های اقتصادی بر سر موضوعاتی به تفاهم می‌رسند و براساس آن همکاری‌های چند سال آینده را برنامه‌ریزی می‌کنند. گاهی کشورها به اهداف مدنظر خود می‌رسند و گاهی هم نمی‌رسند. اگر به اهداف مدنظر نرسیدند در کمیسیون بعدی راجع به آن کار می‌کنند. اما معاهده مشارکت جامع راهبردی برای یک دوره طولانی‌تر است و لازم نیست که دوباره آن سند را امضا کنند. معاهده‌ای که قرار است آقای پزشکیان در روسیه امضا کنند در همین دسته قرار می‌گیرد.

 اما موضوع اساسی این است که ایران خواهان جذب سرمایه‌گذار خارجی، ورود تکنولوژی، بازاری برای صادرات کالاهای خود و همچنین بازاری برای تامین نیازهای خود است. حال آیا رابطه با روسیه و امضای قرارداد با این کشور می‌تواند نیازهای ایران را برطرف کند؟ آیا روسیه می‌تواند تکنولوژی پیشرفته در اختیار ایران قرار دهد؟ واردات کالا از روسیه بیشتر کالاهای مصرفی است یا صنعتی؟ با توجه به اینکه ایران مرز زمینی با روسیه ندارد باید مبادلاتش را از طریق یک کشور ثالث یعنی آذربایجان انجام دهد؛ اما آیا آذربایجان شرایطی برای برقراری ارتباط زمینی با ایران دارد؟ اما اگر بخواهیم از راه دریای خزر با روسیه مبادله داشته باشیم آیا ناوگان دریایی مناسب با ظرفیت‌های لازم داریم و می‌توانیم نیازهایمان را برطرف کنیم؟ دیگر اینکه ایران از نظر تکنولوژی هوا-فضا از گذشته‌های دور با روسیه همکاری‌هایی داشته و دارد اما آیا همکاری در زمینه هوا-فضا به تنهایی کفایت می‌کند؟

با توجه به اینکه روسیه هم مورد تحریم گسترده آمریکا قرار دارد؛ آیا توافق با روسیه می‌تواند فرصتی برای توسعه اقتصادی ایران فراهم کند؟

قبل از اینکه به این موضوع بپردازم باید عرض کنم که روسیه از منظر ساختار اقتصادی شباهت‌هایی با ایران دارد در واقع روسیه هم مانند ایران کشور صادرکننده مواد خام و انرژی (80 درصد درآمد دولت روسیه از طریق فروش انرژی است) و واردکننده تکنولوژی و خدمات مهندسی است. بنابراین ایران نیازی به وارد کردن انرژی از روسیه ندارد زیرا خود تولیدکننده و صادرکننده انرژی است. ظرفیت مبادلات تجاری ایران و روسیه به خوبی گویای این موضوع است چراکه طی دو یا سه دهه گذشته حداکثر ظرفیت مبادلات تجاری ایران با روسیه فقط سه میلیارد دلار بوده است. این نکته را هم اضافه کنم که حتی در شرایط فعلی که کشور دچار کمبود گاز است، باز هم نمی‌توانیم از روسیه گاز وارد کنیم چراکه خط لوله انتقال گاز بین دو کشور وجود ندارد. ایران حتی نمی‌تواند از روسیه گاز مایع (ال‌ان‌جی) وارد کند چون نه ایران این تکنولوژی را دارد، نه روسیه. علاوه بر این، کشوری که خودش واردکننده تکنولوژی پیشرفته است، نمی‌تواند نیازهای ایران را در زمینه تکنولوژی برطرف کند. روسیه فقط در حوزه هوا-فضا پیشرفته است و می‌تواند در این زمینه به ما کمک کند، اما آیا نیاز ایران به تکنولوژی پیشرفته فقط به هوا-فضا خلاصه می‌شود؟ مورد بعدی ورود سرمایه به ایران است. روسیه می‌تواند در زمینه ساختاری، حمل‌ونقل و ساختمان در ایران سرمایه‌گذاری کند اما مشکلی که وجود دارد آن است که ایران خود صادرکننده خدمات مهندسی در بخش ساختمان است و نیازی به سرمایه‌گذاری روس‌ها در این زمینه ندارد.

با توجه به اینکه روسیه رقیب ایران در بازار انرژی است، کشور قابل اعتماد و اتکایی برای ایران نیست. تجربه تاریخی هم به خوبی این موضوع را نشان می‌دهد. اگر به خاطر داشته باشید آن زمانی که برای اوپک مشکلاتی ایجاد شد و قیمت نفت در حال کاهش بود، علت اصلی آن بود که روسیه با قیمت ارزان‌تر نفت صادر می‌کرد. علاوه بر این، ایران در سال 2000 قرارداد کریدور شمال-جنوب را با هند و روسیه امضا کرد و طبق آن قرار بود که روسیه و هند سرمایه‌گذاری لازم را در ایران انجام دهند، اما این کار را نکردند. این در حالی است که کریدور شمال-جنوب از همان ابتدا یک کریدور استراتژیک برای روسیه بود. بنابراین این قرارداد فقط امضا شد اما آن چیزی که ایران انتظار داشت برآورده نشده است؛ بنابراین امضا کردن قرارداد مهم نیست، ما امضا می‌کنیم اما آنچه اهمیت دارد عمل به آن یا در واقع «روح قرارداد» است. ایران همچنین می‌توانست به راحتی به اروپا گاز صادر کند، زیرا در دوره ریاست‌جمهوری آقای خاتمی اتریش آماده سرمایه‌گذاری 20 میلیارد‌دلاری در این زمینه بود. اما روسیه با این برنامه مخالف بود و در این راه توانسته بود موانعی ایجاد کند. روسیه ما را تشویق می‌کرد که به سمت شرق و ارتباط با کشورهایی مثل هند و... حرکت کنیم اما سوالی که پیش می‌آید این است که چرا ایران باید از بازارهای روسیه که در غرب است دور شود؟ این موضوع به خوبی نشان می‌دهد که روسیه در بخش نفت و گاز رقیب ایران است و ما نباید همه تخم‌مرغ‌هایمان را در سبد روسیه قرار دهیم. حتی در سال 2005 هنگامی که زیرساخت‌های صادرات گاز ایران به ارمنستان آماده شد و گاز ایران به ارمنستان رسید، ایران تصمیم گرفت خط لوله را ادامه داده و به گرجستان گاز صادر کند، اما روسیه با این کار مخالفت کرد و همه زیرساختارهای گاز ارمنستان را به‌عنوان بدهی ارمنستان به گازپروم تصاحب کرد و مانع ادامه کار لوله‌کشی گاز ایران به سمت گرجستان شد.

البته مشکل از خودمان هم هست؛ با اینکه دومین دارنده گاز در جهان هستیم اما نه تکنولوژی لازم، نه پولی برای سرمایه‌گذاری و نه بازاری برای صادرات داریم. در حال حاضر هم بازارهای صادراتی گاز ما محدود به برخی از همسایگانمان است. ما مقدار محدودی گاز به عراق و ارمنستان صادر می‌کنیم، آذربایجان و ترکمنستان خودشان گاز دارند، افغانستان نیاز به گاز دارد اما پول ندارد، ما همچنین قرار بود با خط لوله صلح به پاکستان و از آنجا به هندوستان گاز صادر کنیم، سرمایه‌گذاری‌های لازم را هم در این زمینه انجام دادیم، اما پاکستان و هند به تعهدات خودشان عمل نکردند. به نظر من با اینکه بازار اروپا از سوی روسیه اشباع شده است؛ اروپایی‌ها همیشه به بازار ایران علاقه داشتند و اتفاقاً مکمل خوبی هم برای اقتصاد ایران هستند. ایران می‌تواند به اروپا گاز صادر کند و در عوض سرمایه‌گذار خارجی جذب کند و تکنولوژی پیشرفته وارد کند. در این فرآیند ما ذخایر گاز برای صادرات داریم، ولی امکان ایجاد تاسیسات، استخراج، لوله‌کشی و صادرات نداریم. در مقابل اروپا سرمایه و تکنولوژی و بازار مصرف دارد. بنابراین نزدیکی ما به اروپا می‌تواند بازی دو سر برد برای هر دو طرف باشد.

مسئله دیگر موضوع تحریم‌هاست. همان‌طور که شما هم به آن اشاره کردید، روسیه در حال حاضر تحریم است و نمی‌تواند فرصتی برای اقتصاد ایران فراهم کند. برای مثال ایران در «اتحادیه اقتصادی اوراسیا» عضو ناظر است و با روسیه همکاری دارد. به این معنا که هم ما تعرفه‌هایمان را کاهش دادیم، هم آنها. این امر مثبتی است، اما نمی‌تواند همه نیازهای ایران را تامین کند. در همین راستا بهتر است که ایران به فکر گسترش بازارهای خود باشد.

به اتحادیه اقتصادی اوراسیا اشاره کردید. سال گذشته بود که ایران به ترتیب عضو شانگهای و بریکس شد. آن زمان این بحث مطرح بود که این کشورها یعنی چین، روسیه و ایران قصد دارند نظمی را ایجاد کنند که تحت سلطه آمریکا نباشد. همچنین گفته شد که این کشورها در حال بررسی ایجاد یک ارز مشترک برای تجارت میان خود هستند. در همین راستا به نظر شما آیا این کشورها تاکنون توانسته‌اند به اهداف مدنظر خود برسند؟

مقامات ما اظهار می‌کردند که اگر عضو شانگهای و بریکس شویم پول ملی تثبیت می‌شود؛ اما نشد. ایران در حال حاضر عضو شانگهای، بریکس و اتحادیه اقتصادی اوراسیاست، اما تغییر کمی در وضعیت ایران به وجود آمده است و پول ملی ما همچنان در برابر ارزهای خارجی ارزش خود را از دست می‌دهد. بنابراین نباید خیلی روی این موضوع که امضای قرارداد همکاری‌های همه‌جانبه استراتژیک با روسیه می‌تواند تمامی نیازهای ما را برطرف کند تبلیغ کنیم. اقتصاد ایران در داخل مشکل دارد و اقتصاددانان ما بارها این موضوع را گوشزد کرده‌اند که ما مشکلات ساختاری داریم. همان‌طور که آقای پزشکیان بارها تاکید کردند ما نیاز به وفاق ملی داریم. به این معنا که ما سازمان‌های متعددی داریم که موازی با هم کار می‌کنند؛ اینها باید با هم ادغام شوند. ما باید کاری کنیم که اقتصاد ملی کشور تغییر کند چراکه با پیوستن به این اتحادیه‌ها آن اتفاقی که باید نمی‌افتد. ما هر زمانی که عضو چنین پیمان‌هایی می‌شویم یا توافق همکاری جامع با کشورهایی مانند روسیه و چین امضا می‌کنیم، می‌گوییم که دیگر دلار تاثیری بر اقتصاد ما ندارد و ما دلار را حذف می‌کنیم، اما تاکنون این اتفاق نیفتاده است.

با توجه به اینکه ایران همزمان با اینکه برای مذاکره با آمریکا اعلام آمادگی کرده، گفت‌وگو با اروپا را نیز در دستور کار قرار داده است؛ به نظر شما سفر رئیس‌جمهور به روسیه چه پالسی به غرب مخابره خواهد کرد؟

دو راه برای ایران وجود دارد؛ یکی شرق است، دیگری غرب است. شعار «نه شرقی و نه غربی» که در اوایل انقلاب مطرح شد به این معنا بود که ما نباید به یک طرف گرایش پیدا کنیم و از یک طرف خیلی دوری کنیم. بعد از اشغال شبه‌جزیره کریمه در سال 2014 و حمله به خاک اوکراین در سال 2022 به‌وسیله روسیه که هنوز هم ادامه دارد، اروپایی‌ها معتقدند که روسیه یک دولت ناسازگار است که در مرزهای شناخته‌شده بین‌المللی خود قرار ندارد. بنابراین نزدیکی به روسیه به معنای دور شدن از اتحادیه اروپا و آمریکاست. در برهه کنونی اگر بخواهیم با اتحادیه اروپا و غرب کار کنیم نمی‌توانیم خیلی به روسیه نزدیک شویم. ایران با هر سرعتی که به روسیه نزدیک می‌شود، با همان سرعت از غرب و در راس آن اتحادیه اروپا دور می‌شود. در همین راستا بهترین کار این است که ایران در سیاست خارجی خود توازن برقرار کند. ما می‌توانیم در یکسری از زمینه‌ها با روسیه همکاری کنیم و در زمینه‌های دیگر با اتحادیه اروپا.

چه راهکاری برای برون‌رفت از وضعیت فعلی پیشنهاد می‌کنید؟

راهکار ادغام در اقتصاد جهانی است. لازمه ادغام در اقتصاد جهانی این است که زیرساخت‌های آن را آماده کنیم. یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌ها، FATF است که در حال حاضر در مجمع تشخیص مصلحت نظام در حال بررسی است. در حال حاضر ما به دلیل تحریم‌های پولی و بانکی نمی‌توانیم با کشورهای همسایه که شریک معتبری برای ما هستند یا حتی با چین که یک‌چهارم تجارت ما با این کشور است، آن‌طور که باید مراوده تجاری داشته باشیم. در همین راستا به نظر من مشکلی اصلی ما در داخل کشور است؛ تا زمانی که ما در داخل کشور به یک هماهنگی و همدلی نرسیم، در خارج از کشور هم نمی‌توانیم کار خاصی انجام دهیم. اینکه ما به چین نفت بفروشیم و از چین کالاهای مصرفی وارد کنیم کمکی به اقتصاد ما نمی‌کند. کالاهایی را که از چین وارد می‌شود ما خودمان تولید می‌کردیم اما به سبب اینکه هزینه تولید در چین بسیار پایین‌تر از هزینه تولید در ایران است، کالاهای وارداتی چین از مشابه ایرانی آن بسیار ارزان‌تر است. در یک بازار رقابتی، چین تولیدکنندگان ما را حذف می‌کند. به همین سبب بسیاری از کارخانه‌های تولیدی ما در بخش صنایع سبک از جمله پوشاک و کفش و لوازم بی‌دوام و کم‌دوام مصرفی خانوار به تعطیلی و ورشکستگی رسیده‌اند. کارخانه‌ها تعطیل و کارگران بیکار شده و به اشتغال کاذب در حمل‌ونقل و دلالی و دستفروشی روی آورده‌اند. خیل عظیم دستفروشان در پیاده‌روها و متروها و سواری‌های مسافرکشی و موتورسیکلت‌سوارهای مسافرکش و باربر عرصه خیابان‌ها را اشغال کرده‌اند. ما در واقع نیاز به یک عزم ملی و سخت‌کوشی داریم که بتوانیم تولید ملی را احیا کنیم. امیدواریم که رئیس‌جمهور پزشکیان با توجه به نیروی عظیم ملت بتواند با وفاق ملی این مهم را به سرانجام برساند. 

دراین پرونده بخوانید ...