سود پت
چرا اقتصاد پتشاپ در ایران رونق گرفت؟
بازارهای زیادی به دور از علایق و منویات سیاستمداران شکل گرفته که برخی از آنها با وجود بیعلاقگی ساختار سیاسی، روی زمین فعالیت میکنند و رونق زیادی هم دارند اما برخی به خاطر ممنوعیتهای مذهبی و قانونی به زیر زمین هدایت شدهاند. بازار «پتشاپ» یکی از بازارهای مهم است که در سالهای گذشته رونق زیادی پیدا کرده و گردش مالی قابل توجهی دارد. این در حالی است که نظام حکمرانی، داشتن حیوانات خانگی را به هیچ عنوان تشویق نمیکند و هیچ علاقهای هم به ترویج این فرهنگ ندارد و حدوداً از 10 سال گذشته نیز سیاستهای بازدارنده زیادی به منظور ممانعت از حضور حیوانات خانگی اعمال کرده است.
با این همه و با وجود همه این عوامل بازدارنده، طولی نکشید تا در سال 1401 پیام محبی، رئیس بیمارستان دامپزشکی تهران اعلام کرد که از هر 10 ایرانی، یک نفر حیوان خانگی دارد و چیزی بین شش تا هشت میلیون حیوان خانگی از نوع سگ و گربه در کشور وجود دارد. تازه این در حالی است که پرندگان زینتی و ماهیهای آکواریومی را در این آمار قید نکنیم. این پرونده که در نگاشتن آن از نتایج بررسیهای دنیل میلز، استاد پزشکی رفتاری دامپزشکی در دانشگاه لینکلن وام گرفتهایم، تلاش دارد که در وهله اول توضیح دهد که چرا با وجود تبلیغات پرفشار علیه داشتن حیوان خانگی، شمار زیادی از ایرانیان به این مقوله علاقهمند شدند و ریشههای اجتماعی تشدید علاقه افراد به داشتن حیوان خانگی چیست؟ در ادامه نیز تلاش میکنیم بررسی کنیم که چرا صنعت زیرزمینی پتشاپ در ایران سودده است؟
چرا پتشاپ زیرزمینی شد؟
همه میدانیم که نگهداری از برخی حیوانات نظیر گربه و سگ -در صورتی که به منظور امنیت خانه نباشد- از منظر سیاستگذار و بخش زیادی از جامعه سنتی، امری تقبیحشده است اما آنچه قرار است در این مجال به آن بپردازیم، موج جدید برخوردهای سلبی با فروشندگان ملزومات حیوانات خانگی است. این فروشگاهها که در میان آحاد مردم با نام پتشاپ شناخته میشوند، از سال 1398 با رویکردی امنیتی مواجه شدند که سبب زیرزمینیتر شدن فعالیتشان شد. مهر و شهریورماه همین سال بود که بلافاصله بعد از اعلام ممنوعیت واردات غذا و محصولات مربوط به سگ و گربه به ایران، نهادهای نظارتی برخورد با پتشاپها را آغاز کردند و چندین و چند فروشگاه پتشاپ در تهران و دیگر شهرها، پلمب شدند.
ممنوعیت واردات غذا و محصولات سگ و گربه، در ادامه سیاستهای صرفهجویی ارزی در ایران بعد از تشدید تحریمهای آمریکا آغاز شد. داستان ساده است؛ مانند خیلی دیگر از کالاهایی که متقاضیان خاص خود را داشتند، ملزومات حیوانات خانگی در شمار کالاهای لوکس به حساب آمد و وارداتشان به داخل ممنوع شد. بگیروببندهای پس از آن هم بهزعم نهاد نظارتی به آن دلیل رخ میداد که کالایی که وارداتش ممنوع شده باشد، همان کالای قاچاق است که توقیف میشود.
کالای قاچاق جایگزین کالای وارداتی
آمارهای رسمی گمرک نشان میدهد که در سال 1397 در 64 محموله وارداتی از آلمان، اسپانیا، ایتالیا، بریتانیا، بلژیک، ترکیه، تایلند، چین، فرانسه، مجارستان و هلند، بیش از هفت میلیون و 500 هزار دلار غذای سگ و گربه وارد کشور شد. این در حالی است که این مقدار بعد از چهار سال در سال 1402، تنها به یک محموله فرو کاسته میشود. این محموله از بلژیک و به ارزش نزدیک به 83 هزار دلار وارد ایران شد. واضح است که طی این سالها از میزان تقاضا برای این بازار کم نشده است. اتفاقاً اگر سری به خیابان اسکندری جنوبی در تهران بزنید، انواع و اقسام غذا و ملزومات حیوانات خانگی را در قفسههای پتشاپها به وفور رویت خواهید کرد. پس احتمالاً بتوان حدس زد که چه رخ داده است؛ زمانی که تقاضا برای یک کالا همچنان رو به فزونی است اما عرضه آن در بازار قطرهچکانی میشود، مردم نیاز خود را با کالاهای قاچاق در بازارهای سیاه تامین میکنند.
البته در این سالها چند پروانه بهرهبرداری برای تولید داخلی غذای حیوانات خانگی صادر شده اما مصرفکنندگان معتقدند که این غذاها بهشدت بیکیفیت است و سبب بیماری حیوانشان میشود. بازار انحصاری تولیدکنندگان داخلی ملزومات حیوانات خانگی، در غیاب رقبای سابق انحصاری است. با توجه به این گزارهها میتوان ادعا کرد که دقیقاً همه آنچه بر سر صنایعی چون نساجی، لوازم خانگی و با کمی اغماض خودرو رفت، در صنعت تولید ملزومات حیوانات خانگی هم رخ داد. تولیدکنندگان داخلی رقیبی برای خود نمیبینند و تلاشی هم برای ارتقای کیفیت کالاهای تولیدی خود نمیکنند. از سوی دیگر مردم هم حاضر نیستند از کالاهای تولیدی بیکیفیت داخلی استفاده کنند و به همین دلیل، تقاضای انبوه نه با تولید داخلی، که با کالاهای قاچاق خارجی پر میشود. یک نگاه سطحی به قفسههای همه پتشاپها، شاهد این مدعاست؛ انواع غذا و ملزومات حیوانات خانگی و پرندگان زینتی از برندهای مختلف اروپایی، آسیایی و حتی ترکی، کاملاً در دسترس مصرفکننده است.
سیاه اما سودده
متاسفانه آماری رسمی از میزان خرید غذای حیوانات خانگی یا اساساً تعداد حیوانات خانگی در دست نیست اما با یک پرسوجو میان اطرافیان خودتان هم میتوانید متوجه شوید تعداد افرادی که حیوان خانگی دارند، افزایش یافته است. واضح است که تا قبل از اعمال ممنوعیت واردات غذای حیوانات خانگی نیز کالای موجود در بازار جوابگوی میزان تقاضا نبود و بخشی از نیاز بازار از طریق قاچاق رفعورجوع میشد. از آنجا که آمارهای رسمی در این مورد منتشر نمیشوند، تنها میتوان گمانهزنی کرد که حجم این بازار چقدر است. اگر چنین در نظر بگیریم که از سال 1398 تا الان، تعداد افرادی که از حیوانات خانگی نگهداری میکنند، هیچ تغییری نکرده است و آخرین آمارهای موجود یعنی واردات غذای حیوانات خانگی خارجی در سالهای 1397 و 1402 را مبنا بدانیم، میتوان در یک گمانهزنی خوشبینانه گفت حجم بازار سیاه پتشاپها، سالانه حدود 7 /5 میلیون دلار است. با همین حسابوکتابهای نهچندان دقیق، بهتر میتوان دریافت که چه بازار عظیمی از دست اقتصاد کشور میرود.
این اعداد یک نکته را به ذهن انسان متبادر میکند؛ دکتر محمد طبیبیان، سال پیش در نشستی ضمن برشمردن آثار زیانبار اقتصاد تجویزی و دستوری، یک نکته جالب به حضار ارائه دادند. این نکته توضیح میداد که دولت در سازوکار بازار رسمی بسیار دخالت میکند و مدام در حال مختل کردن آن است و به همین دلیل هم اقتصاد رسمی کشور کار نمیکند. حال، درست در زمانی که سازوکارهای بازار رسمی همگی به دلیل تکلیفهای دولتی از کار افتادهاند، بازار سیاه قاچاق که مجبور به تبعیت از دستورات دولتی نیست، اقتصاد کشور را سر پا نگه داشته است. بنابراین اگر دولت بازار سیاه را حذف کند و ناکارآمدی بازار رسمی به همین روال ادامه یابد، اقتصاد کشور گرفتار میشود.
مصداق بارز این گفته آقای طبیبیان در بازار پتشاپها کاملاً محسوس است و عیناً مشاهده میشود؛ دولت با رویکردهای قهری و سلبی خود، کلیت این بازار را قاچاقی و غیرقانونی میداند؛ به همین سبب هم امکان دخالت را در بازاری که پیشتر، خودش غیرقانونی دانسته ندارد. همین امر به سوءاستفاده بسیار زیاد برای کسبهای که ملزومات حیوانات خانگی ارائه میدهند، منجر شده است. آنها یک کیلو غذای خشک سگ یا گربه از برندهای مختلف را بین 250 هزار تومان تا یک میلیون و 500 هزار تومان به فروش میرسانند. مشتریان هم آزاد هستند که انتخاب کنند کدام مدل را بخرند. در آن روی دیگر سکه هم چون سازوکار قیمتگذاری تجویزی و دستوری وجود ندارد، یک کیلو غذا از یک برند با قیمتهای گوناگون به فروش میرسد اما خود صاحبان پتشاپها میدانند چنانچه قیمتی گزافتر از دیگران ارائه دهند، مشتریان خود را از دست خواهند داد و اینگونه است که قیمتها نسبتاً مشابه است و دست پنهان بازار، قیمتها را به تعادل میرساند. البته در این میان باید در نظر داشت که قیمت این کالاهای خارجی، تحت نوسانهای ارزی بهشدت متغیر هستند و مدام افزایش مییابند.
اولین حیوانات خانگی
هیچکس بهطور دقیق نمیداند که اولین حیوانات چه زمانی اهلی شدند. اهلی کردن، به معنای رام کردن یک حیوان برای زندگی در کنار یک انسان بهعنوان حیوان خانگی است. مورخان اشاره میکنند که انسانها همیشه ارتباط نزدیکی با حیوانات داشتهاند، بنابراین احتمالاً اولین حیوانات خانگی هزاران سال پیش اهلی شدهاند تا فرآیندهای مختلف زندگی بشر را تسهیل کنند و در واقع سودده بودن آنان، سبب اهلی شدنشان شد. در واقع، اولین حیوانات خانگی اهلی، احتمالاً همان حیواناتی بودند که در فقدان ابزارهای هوشمند ماشینی و برای تبدیل شدن به ابزارهای زنده، رام شدند. درست است که امروزه دیگر کسی حیوانات خانگی را به دلیل استفاده کاربردی از آنها نگه نمیدارد اما انسانهای اولیه قطعاً چنین دیدی به حیوانات دستآموز خود داشتند و مزیت نسبی حیوانات، سبب نگهداری از آنها در محیط زندگی انسان میشد. حیوانات علاوه بر منبع غذا، ابزارهای زنده برای تسهیل کشاورزی، تامین پوشاک و همچنین حملونقل محسوب میشدند. بهعنوان مثال، یک گاو نر میتوانست به یک کشاورز در شخم زدن مزرعه کمک کند. گاوها میتوانستند شیر بدهند و از پوست آنها برای تهیه لباس استفاده میشد. همچنین از پشم گوسفندان برای تهیه لباس گرم استفاده میشد و قبایلی که در مناطق کویری زندگی میکردند، از شتر برای حملونقل و همچنین تغذیه بهره میگرفتند. بنابراین اگر به تنوع حیوانات مزرعه که وجود دارند فکر کنید، به راحتی میتوانید ببینید که چگونه حیوانات میتوانستند ابزارهای زنده بسیار مفیدی برای انسان تازه یکجانشینشده باشند. با این حال، اگر سری به متون قدیمی بزنید، متوجه میشوید که این کارکرد در مرور زمان دچار تغییراتی شد. برای مثال، اسب که در ابتدای امر ابزار حملونقل انسان بود، کمکم جایگاه ویژهتری یافت؛ تا جایی که نجبا، شوالیهها و پادشاهان برای اسبهای خود نام انتخاب میکردند و کمکم رابطه عاطفی میان این حیوانات خانگی و انسان شکل گرفت.
احتمالاً انسانهای اولیه ابتدا به دنبال اهلی کردن حیوانات بهعنوان ابزارهای زنده بودند اما به مرور زمان رابطه حیوان و انسان به نحوی دیگر هم شکل گرفت؛ به نحوی که مطالعات اخیر نشان میدهد که تقریباً 75 میلیون خانواده در ایالاتمتحده حداقل یک حیوان خانگی دارند. این بدان معناست که بیش از ۶۰ درصد مردم آمریکا حیوان خانگی دارند و محبوبترین حیوانات خانگی در این کشور، سگ و گربه است. بنابر آمار، تعداد خانوادههایی که سگ دارند بیشتر از گربه است، اما تعداد کل گربههای خانگی از سگها بیشتر است. در واقع، تعداد حیوانات خانگی در ایالاتمتحده چهار برابر کودکان است. همانطور که پیشتر گفته شد، احتمالاً از هر 10 ایرانی هم یک نفر حیوان دستآموز داشته باشد. با این همه، احتمالاً هنوز هم برای برخی جالب توجه باشد که چگونه برخی حاضر هستند هزینههای زیادی برای تغذیه و مراقبتهای پزشکی حیوانات خود خرج کنند. مثلاً یکی از خبرنگارهای گاردین اخیراً در توئیتی اعلام کرده بود که دو هزار پوند برای هزینههای دامپزشکی خوکچه هندیاش، روبی، خرج کرده است. برخی معتقدند که میل انسان به مراقبت از موجودی دیگر، بسیار قدرتمند است. دنیل میلز، استاد پزشکی رفتاری دامپزشکی در دانشگاه لینکلن معتقد است که نظریههای تکاملی این میل به داشتن حیوان خانگی را تا حدی توضیح میدهند. او که از فرضیه «زیستدوستی» یا پاسخ مراقبتی به ویژگیهای کودکانه استفاده میکند، توضیح میدهد برخی ویژگیهای کودکانه مانند پیشانی بلند، چشمان درشت و بینی کوچک در حیوانات سبب میشود انسان مدرن نیز خواهان نگهداری یک حیوان خانگی شود؛ بهخصوص اگر هیچوقت از یک کودک مراقبت نکرده باشد.
زیستشناس تکاملی، استیون جی. گولد نیز با تایید همین نظر، توضیح میدهد که تغییر چهره میکیماوس (یک شخصیت انیمیشنی قدیمی و تقریباً اولین شخصیت انیمیشنی پرداختهشده در هالیوود) دقیقاً از این روند پیروی میکند چراکه انیماتورها با گذشت زمان چهره میکیماوس را با سر بزرگتر، پیشانی بلندتر و بینی و اندامهای کوتاهتر ساختهاند تا او را «جذابتر» کنند. این ویژگیها در بسیاری از شخصیتهای کارتونی محبوب یکسان است.
ریشههای اجتماعی علاقه به حیوان خانگی
این درست است که نگهداری از حیوانات خانگی یک عادت رایج جهانی است و علاقه مردم به حیواناتی مانند سگ، گربه، همستر و پرندگان زینتی روزبهروز بیشتر میشود اما به نظر میرسد که ماجرا در ایران اندکی متفاوتتر هم هست؛ بدنه حکمرانی در تمام سالهای اخیر به منظور حفظ نظام خانواده نگهداری از حیوانات به جای فرزندآوری را نکوهیده و سیاستگذار هم با اعمال سیاستهای تجارتی خود، نگهداری از حیوانات را دشوار کرده است. با این همه، چرا مردم ایران روزبهروز بیشتر به نگهداری از حیوانات علاقهمند میشوند و حتی برخی از خانوادهها ترجیح میدهند که به جای بچه، از حیوان خانگی نگهداری کنند؟
همه اینها ریشه در یک جمله دارد؛ انسان از هرچه نهی شود به آن مشتاقتر خواهد شد. احتمالاً بازدارندگیهایی که سیاستگذار ایجاد کرده در نقش تبلیغات منفی ظاهر شده است. در علوم ارتباطات، تبلیغات منفی به آن دسته از محتواهای تبلیغاتی گفته میشود که با بدگویی از امری، توجه عموم را به آن جلب میکنند و در نهایت در ذهن مخاطب اثری که باید را برجای میگذارند. بسیاری از اینفلوئنسرها و سلبریتیها هم از همین امر بهره میبرند و معتقدند اگر از شما به بدی یاد شود، بهتر از آن است که اصلاً از شما یاد نشود.
سیاستگذار طی این سالها به کرات در مضرات نگهداری از حیوانات خانگی سخن گفته است و احتمالاً همین امر سبب شده مردم بیش از پیش و همگام با ترندهای جهانی در تمام دنیا، تمایل بیشتری به نگهداری از حیوانات خانگی نشان دهند. اگر در گذشته پرندگان زینتی و ماهیها محبوبترین حیوانات دستآموز ایرانیها بودند، اکنون پرطرفدارترین حیوان خانگی ایرانی گربه و سگ است؛ این امر را میتوان به راحتی و از وفور ملزومات این دو حیوان در نسبت با حیوانات خانگی دیگر سنجید.