شناسه خبر : 48680 لینک کوتاه
تاریخ انتشار:

کاربر بازمانده

عواقب جا ماندن از تحولات نوآوری در گفت‌وگو با علیرضا بزرگمهری

کاربر بازمانده

فیلترینگ گسترده در ایران، مانعی جدی در مسیر جهانی شدن کاربران ایرانی و بهره‌مندی از پتانسیل پلت‌فرم‌های بین‌المللی مانند یوتیوب، اینستاگرام و فیس‌بوک ایجاد کرده است. عدم دسترسی آزاد به این پلت‌فرم‌ها نه‌تنها فرصت‌های تجاری، آموزشی و ارتباطی را از کاربران می‌گیرد، بلکه باعث انزوای دیجیتال و عقب‌ماندگی در عرصه‌های مختلف می‌شود. در جهانی که تبادل اطلاعات و ارتباطات بی‌وقفه در حال پیشرفت است، این محدودیت‌ها ضربه‌ای مهلک به پیشرفت کشور و شکوفایی استعدادهای ایرانی می‌زند. این موانع، ایران را از جریان اصلی اطلاعات و نوآوری جدا کرده و از حضور فعال در اقتصاد دیجیتال جهانی بازمی‌دارد. به موازات فیلترینگ، قوانین و مقررات دست‌وپاگیر و نامشخص نیز در زمینه فضای مجازی، فعالیت کاربران و تولید محتوا را با چالش‌های جدی مواجه می‌کند. ابهامات قانونی و نبود شفافیت در برخورد با تخلفات، به خودسانسوری و ترس از فعالیت آزادانه در فضای آنلاین منجر می‌شود. این امر به‌ویژه در مورد تولیدکنندگان محتوا، فعالان اقتصادی و کسب‌وکارهای آنلاین که به‌شدت به دسترسی آزاد به پلت‌فرم‌های جهانی وابسته هستند، بسیار مخرب است. در نهایت، نظارت‌های غیرکارشناسی و اعمال محدودیت‌ها به شیوه‌ای غیرشفاف و غیرمسئولانه، باعث بی‌اعتمادی کاربران و سردرگمی فعالان این حوزه شده است. بدون وجود نهادهای نظارتی مستقل و کارآمد، هرگونه اقدام در فضای مجازی با عدم قطعیت و عدم شفافیت روبه‌رو خواهد بود. رفع این موانع و ایجاد سیستم نظارتی متناسب با معیارهای بین‌المللی، همراه با شفافیت و پاسخگویی مناسب، بسیار ضروری است. در گفت‌وگو با علیرضا بزرگمهری، کارشناس تحول دیجیتال به این موضوع پرداختیم که تنها در صورت رفع موانع فیلترینگ، اصلاح قوانین و رفع نظارت‌های غیرکارشناسی است که ایران و کاربران ایرانی می‌توانند از فرصت‌های جهانی‌شدن در پلت‌فرم‌های بین‌المللی استفاده کنند و به جایگاه شایسته خود در جامعه جهانی دست یابند.

♦♦♦

‌ اقتصاد جهانی روزبه‌روز بیشتر از قبل به اقتصاد دیجیتال وابسته می‌شود. برای همسویی با این موج نه‌تنها برندهای اقتصادی، بلکه دولت‌ها هم کاربران مهم پلت‌فرم‌های آنلاین شده‌اند. اما ما در ایران با اینکه ادعای پیوستن به اقتصاد دیجیتال را داریم نتوانسته‌ایم با این جهان ادغام شویم. علت چیست؟

واقعیت این است که طرح اقتصاد دیجیتال در ایران فعلاً یک شعار است و اگر بخواهیم مقداری از سطح شعار جلوتر برویم با موانع بسیاری روبه‌رو می‌شویم. کسانی که از اهمیت اقتصاد دیجیتال سخن می‌گویند احیاناً اگر خودشان درگیر انتفاعی از موضوع فیلترینگ نبوده و جزو دلسوزان کشور باشند، تمام موانع پیش پای تحقق این امر مهم و ضروری را می‌شناسند. تمام کسانی که در سطح ریاست‌جمهوری و انواع وزارتخانه‌ها مخصوصاً در وزارت امور اقتصادی و دارایی از مفاهیم اقتصاد دیجیتال سخن می‌گویند می‌دانند یکی از مهم‌ترین بخش‌های اقتصاد دیجیتال، «اقتصاد پلت‌فرم» است. شمایل اقتصاد پلت‌فرم آن است که شما کالایتان اعم از محصول، خدمت، ایده و فکر یا هر چیز قابل عرضه دیگری را به یکباره در پیش چشم میلیاردها نفر می‌توانید ارائه کنید. یک مثال ساده می‌زنم؛ اگر من یک آبمیوه‌فروشی در محله‌ای راه‌اندازی کنم، برای اینکه در محله و منطقه یا در شهر خودم شناخته شوم باید چقدر زمان و پول هزینه کنم؟ قاعدتاً بسیار زیاد. حالا وقتی آبمیوه‌فروشی خود را در یکی از پلت‌فرم‌ها مثل اسنپ‌فود قرار دهم، چقدر شناخته می‌شوم؟ با حضور در پلت‌فرم فروش هر کسی که آبمیوه می‌خواهد با جست‌وجوی بسیار ساده‌ای من را هم کنار بقیه می‌بیند و این‌طوری وقتی دیده شدن رخ بدهد، شانس بیشتری برای ارائه محصول یا خدمت هم خواهم داشت. نکته مهم در این گزاره ارزان بودن تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی و پلت‌فرم‌هاست. فرصتی تقریباً برابر برای همه. بین من آبمیوه‌فروش تازه‌کار با آن برند صنعتی بزرگ تولید آبمیوه در نگاه کلی، و نه جزئیات، تفاوتی در میزان حضور در این شبکه‌های آنلاین نیست؛ هر دو به هر اندازه که خواستیم می‌توانیم از این فرصت استفاده کنیم.

شبکه‌های اجتماعی بین‌المللی هم به همین ترتیب عمل می‌کنند. یک لحظه تصور کنید ما مشکل FATF و انتقال وجه و تحریم‌ها را نداشتیم. ارزش دیجی‌کالا که 40 درصدش را می‌دانیم همراه اول با چه مبلغی خرید، مطمئناً چندده برابر این مبلغ می‌شد. در چنین شرایطی می‌دانیم عملاً وقتی ارزش یکی از اجزای اقتصادی بالا می‌رود، ارزش کلی تولید ناخالص داخلی نیز بالا می‌رود؛ یعنی تولید ناخالص داخلی افزایش پیدا می‌کند یعنی اندازه اقتصاد بزرگ‌تر می‌شود.

‌ آیا شما هم موافقید مشخصاً مقصر سیاست‌گذار است و انگشت اتهام دولت و قانون‌گذار را نشانه می‌گیرد؟

آقای دکتر پزشکیان، آقای دکتر همتی و آقای دکتر هاشمی هر سه به این موضوع بارها و بارها اشاره کردند اما متاسفانه ترکیب فعلی و نفرات حاضر شورای عالی فضای مجازی با این بایدها مخالف هستند. من واقعاً نمی‌دانم چرا باید با پیشرفت مخالف بود. تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که پروژه فیلترینگ و عدم حضور شرکت‌ها و سازمان‌ها و کسب‌وکارها ولو کسب‌وکارهای خانگی در شبکه‌های اجتماعی یک پروژه شکست‌خورده است؛ پروژه‌ای است که به وضوح شکست خورده و کاربران را به سمت فیلترشکن یا استفاده از استارلینک پیش می‌برد.

طبق آمار تردز، ممانعت‌ها و فیلترینگ کاربران ایرانی را به 20 هزار واحد دستگاه استارلینک سوق داده است؛ 20 هزار واحد یعنی حداقل نزدیک به 100هزار نفر در حال حاضر از اینترنت آزاد استارلینک استفاده می‌کنند. وقتی ما یک پروژه شکست‌خورده را با قدرت ادامه می‌دهیم، یا درک درست از تکنولوژی نداریم یا از این اتفاق منتفع هستیم. تمام ماجرا در یکی از این دو حالت تعریف می‌شود؛ یعنی حالت سومی برایش وجود ندارد.

‌در حالی که ما در ایران درگیر این محدودیت‌ها هستیم عربستان در تلاش است تا کشورش را به مهد هوش مصنوعی بدل کرده و امارات در رقابت با سایر کشورهای توسعه‌یافته خود را به‌عنوان پایتخت تولید محتوا معرفی کند. در واقع هر ماه یک رویداد جدید مربوط به تکنولوژی در منطقه برپاست اما اگر از چند غرفه نمایشی بگذریم، سهم ایران تقریباً هیچ است.

این بخشی که شما در رابطه با منطقه فرمودید کاملاً درست است. البته این تلاش‌ها فقط به یکی دو حوزه مربوط نیست و اقداماتی مداوم است. طی سال‌های گذشته به‌طور مداوم در منطقه در حوزه‌های مختلف فناوری،‌ کسب‌وکارهای مربوط به لباس، کسب‌وکارهای مربوط به نرم‌افزار و کسب‌وکارهای دانش‌بنیان، اکسپوهای بین‌المللی و نمایشگاه‌های متعددی برپا شده است. اما ما کجاییم؟ وقتی ما در شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک و اینستاگرام حضور نداریم، حضورمان در این نمایشگاه‌ها هم بی‌هدف و بی‌معنی خواهد بود. اگر امروز کسی در دنیا در شبکه‌های اجتماعی بین‌المللی حضور نداشته باشد یعنی کلاً در عرصه اقتصاد حضور ندارد. مثل این می‌ماند که فروشنده‌ای در هیچ مغازه و نمایشگاهی شرکت نکند، درباره خود اطلاع‌رسانی هم نکند اما انتظار داشته باشد از طریق فروش کالایش ثروتمند شود.

‌با تمام این واقعیت‌ها همچنان شاهد ادامه فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی هستیم. چرا با وجود روشن بودن آسیب‌های این تصمیم همچنان در بر همان پاشنه می‌چرخد؟

از هر زاویه‌ای اعم از اقتصادی، اجتماعی، حقوق شهروندی، امنیت فناوری اطلاعات، کنترل مبادلات، پولشویی و... که به این موضوع منصفانه، علمی و درست نگاه کنید، خواهید دید که فیلترینگ یک پروژه شکست‌خورده ضدامنیتی ضدشهروندی بیشتر نیست.

‌ بیایید فکر کنیم صحبت‌های دولت درباره رفع موانع ذکرشده وعده و وعیدهای سیاسی نیست و واقعاً به دنبال راه‌حل هستند؛ که البته تلاششان در رفع فیلتر واتس‌اپ نیز قابل توجه است. اگر قرار باشد به‌عنوان کارشناس دستورالعملی برای ادامه مسیر به آنها بدهید، پیشنهادتان چیست؟ از کجا شروع کنند؟

اول از همه با آن بخشی از حاکمیت که یا واقعاً در جریان نیستند یا از وضع موجود منتفع می‌شوند، برخورد کنند. تا این دسته از افراد از مناصب خود کنار نروند شرایط بهبود پیدا نمی‌کند. از نظر من حضور برخی افراد در شورای عالی فضای مجازی سمی است. درواقع ابتدا دولت باید تلاش کند این اعضا عوض شوند. واقعاً این اولین کار است.

دومین کار این است که به جای این افراد، دلسوزان حوزه مربوط به کسب‌وکارهای دیجیتال، انجمن‌های علمی و صنفی به کار گرفته شوند. اگر این اتفاق بیفتد، خودبه‌خود ما به جای اینکه به سمت پروژه کاملاً شکست‌خورده‌ای به اسم فیلترینگ روی بیاوریم، به سمت اتفاقاتی که نیاز داریم حرکت می‌کنیم. مثلاً قوانین مناسبی برای نشر اطلاعات وضع می‌کنیم. همین اکنون می‌بینید در دنیا به جای تمرکز بر فیلترینگ که اتلاف هزینه و زمان است market placeها بر وضع قوانین تمرکز کردند. فیلترینگ سبب عقب‌ماندگی کشور و عدم توسعه‌یافتگی اقتصاد و فناوری اطلاعات شده است. وقت نوآوران ما امروز باید صرف موضوعات مهم‌تری شود اما مجبورند با این سدهایی که برایشان ساخته‌اند دست‌وپنجه نرم کنند.

‌ با تمام محدودیت‌ها هم‌اکنون اکانت‌های ایرانی زیادی داریم که بالای یک میلیون دنبال‌کننده دارند، بعضی از آنها حتی در ایران نیستند که دچار قوانین و فضای کنترلگری شوند؛ ولی آنها هم نمی‌توانند در بستر بین‌المللی جا بیفتند، یعنی فقط مخاطب فارسی‌زبان دارند و تولید محتوایشان مختص ایران است. آیا درست است که ما برای اینکه یک کاربر جهانی بشویم باید ادغامی در فرهنگ ایرانی و فرهنگ بین‌الملل ایجاد کنیم؟

موضوع مربوط به فرهنگ نیست. شما در هر کسب‌وکاری وقتی می‌خواهید محصول یا خدمتت را به یک جامعه ارائه بدهید، اولین کاری که می‌کنید چیست؟ می‌بینید مخاطب چه نیازی دارد و با زبان خود مخاطب با او حرف می‌زنید. خب طبیعتاً وقتی این محدودیت‌ها مثل فیلترینگ وجود دارد فرصت کافی برای کسب‌وکارها یا تولیدکنندگان محتوا ایجاد نشده که از طریق آزمون و خطا در طول زمان متوجه بشوند چه کارهایی درست است و چه کارهایی مخاطب بین‌الملل ندارد. موضوع این نیست که فرهنگ ما باید در فرهنگ دیگری ادغام شود. خیلی از کشورها مثل هند و ترکیه با فرهنگ خود در شبکه جهانی اقتصاد دیجیتال حضور دارند، ولی دولت به جای اینکه روی فیلترینگ سرمایه‌گذاری کند، روی آموزش کسب‌وکارها برای حضور در عرصه‌های بین‌المللی سرمایه‌گذاری می‌کند. مثل کارهایی که سال‌ها قبل اتاق بازرگانی ایران و اتاق بازرگانی تهران یا سایر قسمت‌های بازرگانی در سفارتخانه‌ها با گذاشتن سمینارها انجام می‌دادند. اگر ما می‌خواهیم واقعاً سهم تولید ناخالص داخلی کشور از طریق اقتصاد دیجیتال را افزایش بدهیم، لازم است که دولت و حاکمیت سرمایه‌گذاری‌اش را از محدودیت به گسترش و آموزش ارتباط و تعامل با دنیا معطوف کند. در این حالت است که کسب‌وکارهای ما یاد می‌گیرند چه کار کنند. مثلاً دیگر می‌داند محتوایی که برای جامعه آفریقایی دارد تولید می‌کند، باید چه رنگ‌ها، چه محتوا و چه کلمات و چه موضوعاتی را هدف بگیرد. همین‌طور جامعه آسیای شرق دور هم همین‌طور است. اروپا همین‌طور است. آمریکای جنوبی هم همین‌طور است. آن کشورهایی را که با ما مخاصمه دارند اصلاً کنار بگذاریم. اجازه بدهیم مردم و کسب‌وکارها با آن کشورهایی که مخاصمه نداریم تعامل کنند تا هم یاد بدهند و هم یاد بگیرند.

‌ بعضی‌ها معتقدند صرف زمان و هزینه برای پلت‌فرم‌های جایگزین وقت تلف کردن بود. مثلاً بله به جای واتس‌اپ و آپارات به جای یوتیوب معرفی شد اما همچنان کاربران از پلت‌فرم‌های جهانی استفاده می‌کنند. بعضی‌ها هم می‌گویند که نه، به هر حال ما باید مدل‌سازی ایرانی را انجام می‌دادیم ولی حالا از آن شبکه‌های اصلی هم استفاده کنیم. نظر شما چیست؟

نظر من این است که اصلاً این موضوع که به کاربر گفته شود از چه اپلیکیشنی استفاده کند، به حاکمیت ربط ندارد.‌ فرض کنیم الان کسب‌وکاری مثل دیجی‌کالا، علی‌بابا، ebay، آمازون و خیلی چیزهای دیگری هم در ایران وجود دارند؛ ولی باز شما ممکن است حجم زیادی از خریدتان را به خاطر نوع سرویس به دیجی‌کالا منتقل کنید. همین‌طور این اتفاق ممکن است برای آپارات بیفتد؛ ممکن است محتوای یوتیوب برای همه ایرانی‌ها با سطح‌های زمان مختلف راحت نباشد. بگذاریم کاربر و خلاقیت کسب‌وکار این بازار را شکل بدهد.

من مطمئن هستم اگر این کار را بکنیم، همچنان market placeهای ایرانی دارای عرصه رقابت هستند. همچنین VODهای ایرانی دارای حضور رقابتی خواهند بود. همچنان پلت‌فرم‌هایی مثل آپارات دارای رقابت خواهند بود.

الان مثلاً بین نشان و بلد مگر یک رقابت تنگاتنگ نیست؟ خب اجازه بدهید کسب‌وکارها با خلاقیت و دسترسی‌هایی که به اطلاعات دارند خودشان راه را پیش بروند. من اصلاً نمی‌فهمم که چرا ویز فیلتر است؛ ویزی که الان مالکیتش در اختیار گوگل است؛ پس چرا گوگل‌مپ فیلتر نیست؟ یعنی این دوتا با همدیگر واقعاً چه فرقی دارند که این یکی فیلتر است و آن یکی نیست؟ باید اجازه بدهیم کسب‌وکارها با خلاقیتشان از هم پیشی بگیرند؛ اگر دنبال رشد واقعی کسب‌وکارها هستیم. اصلاً به حاکمیت چه ربطی دارد که یکسری از پلت‌فرم‌های خارجی را فیلتر کنند. مگر مشخص‌ترین بخشی که در آن دخالت کردیم صنعت خودروی کشور نبود؟ نتیجه‌اش چه شد؟ سالانه به اندازه جنگ تحمیلی در تصادفات کشته می‌دهیم، این حرف من نیست، این حرف رئیس پلیس راهور کشور است. این روش را در هر جایی آزمودیم، غلط بود. در هر جایی که انجامش دادیم، غلط بوده است. فقط به پولشویی و قاچاق و سایر موارد افزودیم. خب نکنیم.

روزی حتی استفاده از دستگاه فکس هم غیرمجاز بود. یک رویه دگم را به‌طور مداوم تکرار می‌کنیم و دائم هم شکست می‌خوریم و اما همچنان همان رویه را استمرار می‌دهیم.‌ اگر دوستان ادعای ایمان دارند، می‌گویند مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود، ما چطور ممکن است صد بار گزیده شده باشیم؟ 

دراین پرونده بخوانید ...